تبليغاتX
میثم حسنی سعدی
اجتماعی - سیاسی - فرهنگی - هنری
 بسم الله

کل شیء لم یبتدأ ببسم الله فهو ابتر

بعضی وقتا خیلی تو فکر فرو می رم که چرا برنامه های صدا و سیما تأثیر کمی روی مردم می گذاره، حتی برنامه های دینی اش؟

به نظرم میاد یکی از دلایلش که شاید در نگاه اول به نظر نیاد و اهمیتی نداشته باشه، می تونه این باشه و حتما هست که شاید بشه گفت حدود ۹۰ درصد از میهمانان و کارشناسان برنامه های گفتگومحور رسانه اسلامی ما، قبل از شروع صحبتشون بسم الله نمی گن و حداکثر به بینندگان سلام می کنن. البته توجیه نکنید که سلام هم از اسامی خداست و گفتنش یعنی شروع کردن با نام خدا. چون من فکر نمی کنم کسی به قصد بردن نام خدا به بینندگان و شنوندگان سلام کنه.

بر اساس حدیث بالا که البته نقل به مضمون کردم، هر کاری که با نام خدا شروع نشه، ابتر و دم بریده است و به سرانجام نمی رسه.

حالا جالبتر این که چند روز قبل در برنامه صبحگاهی طلوع شبکه چهار سیما که برنامه پرمخاطبی هم هست، کارشناس برنامه به بهانه اینکه ما می خواهیم با بینندگانمون صداقت داشته باشیم و این خواست یکی از بینندگانمون هست، به مجری می گفت ما که قبل از برنامه با هم سلام می کنیم، دیگه معنی نمیده که در ابتدای صحبتمون هم به هم سلام کنیم. چون این کار صداقت نداشتن با بینندگانه و شایسته نیست.

من فکر می کنیم همونجور که ذکر صلوات بر پیامبر و آلش رو به صورت بخشنامه ای تونستند جا بندازند و حالا دیگه عادی شده، امکان احیای بسم الله هم با بخشنامه سازمانی هست. اگه راه دیگه ای سراغ دارید بگید!

|+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390  |
 نشست

بسم الله

ديشب داشتم با خودم فكر مي كردم كه چرا سرعت پيشرفت كشور ما اينقدر كنده!

كمي بيشتر كه فكر كردم ديدم يكي از دلايلش نشست هايي است كه در گوشه كنار اين كشور پهناور برگزار مي شود، حتي نشست هاي علمي!

مي پرسيد چرا؟

مي گويم به دليل خود "نشست".

حالا راه حل اين معضل چيست؟

راه حل ساده اي دارد و آن اين است كه فرهنگستان زبان و ادب پارسي طي يك اقدام انقلابي و بدون توجه به ريشخند اين و آن، واژه "نشست" را به واژه اي تغيير دهد كه آقايان فكر نكنند بايد هنوز بعد از ۳۳ سال بنشينند و ديگر زمان حركت آن هم با موتور جت فرا رسيده است!

ايام به كام!

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه دهم مهر 1390  |
 اخراجي ها

برادر گرامي جناب آقاي مسعودخان ده­ نمكي

با سلام و احترام، «خان» صدايت كردم چون حالا ديگر از تهيه كنندگان به ظاهر بزرگ سينماي ايران هستي، البته به لطف مخاطبان خسته از كارهاي روزمره و سياسي­ بازي­هاي سياسيون و ... !

به قول خودت تا فروش ده ميلياردي فيلمهايت يك يا حسين ديگر نياز است! (از فرمايشاتت در جلسه دانشكده صدا و سيما – قم كه بسياري از تصاوير مستند پخش شده از شبكه بي بي سي فارسي، تصاوير آن جلسه بود آن هم به دليل قرارگرفتن در كنار دو روحاني محترم)

ديروز دوباره فيلم اخراجي­ هاي 1 را برايمان پخش كردند و كلي حظ برديم. (و اگر حمل بر ريا نشود، كلي گرييديم) جناب ده­ نمكي اي كاش بعد از اخراجي­ هاي 1 ديگر به سراغ اخراجي­ هاي 2 و 3 نمي­ رفتي و به همين يك گانه اكتفا مي­كردي و قيد قرارگرفتن نامت را در كنار سه گانه سازان بزرگ دنياي سينما مي­زدي!

من در اخراجي­ هاي 1 توانستم مسعود ده ­نمكي شلمچه را ببينم، ولي اين تصوير در اخراجي­ هاي 2 كمرنگ تر شد و نيز در اخراجي­هاي 3 . مسعود خان درست است كه كار فرهنگي پول مي­خواهد و بر منكرش ... ، اما پول آسيب­ هايي هم دارد كه گاه انسان آنها را نمي­ بيند و خودش و ديگران را به سختي توجيه مي­ كند.

ديروز شنيدم رضا رويگري به خاطر بازي در اخراجي­ هاي 3 از مردم عذرخواهي كرده است. همانگونه كه اكبر عبدي به خاطر بازي در مجموعه زير آسمان شهر از مردم معذرت خواست.

آقاي ده­ نمكي متأسفانه شما انتقادهاي ديگران را حمل بر حسادت مي­ كنيد. حداقل من اينگونه نيستم و همان اول هم اعتراف كردم كه از اخراجي­ هاي 1 شما مشعوف شدم و از آن درس گرفتم.

جناب ده­ نمكي به نظرم شما تمام حرف هايتان را در اخراجي­ هاي 1 گفتيد و بقيه حرف ها تكرار همان حرف ها به زبان ديگراند و تأثير حرف هاي اصلي را كم رنگ مي­ كنند.

بگذاريد ما به شما به عنوان يك هنرمند مسلمان افتخار كنيم!

|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه نهم مهر 1390  |
 آخرين سروده آيت الله صافي گلپايگاني
ما را ز كوروش و كي و جم اعتبار نيست

فخري به داريوش و به اسفنديار نيست

مرده است دور رستم و سيروس و كيقباد

ما را به جاهليت آن دوره كار نيست

در سايه محمد و آل محمديم

برتر از اين براي بشر افتخار نيست

ابناي دين و سوره توحيد و كوثريم

بر دل ز كفر و شرك و شرارت غبار نيست

اسلام، اعتقاد و نظام و هويت است

هر كس نداشت در دو جهان رستگار نيست

اندر د‍ژ ولايت و حصن امامتيم

مانند اين حصار به گيتي حصار نيست

ما امت عدالت و صلح و اخوتيم

در ما نفاق و شيطنت ديو سار نيست

از جاهليت مجوس نگيريم رسم و راه

ما را به جز ولايت مهدي شعار نيست

اعلام "ان اكرمكم" باشد اين پيام

در كيش ما به رنگ و نژاد اعتبار نيست

گر مدعي تلاش به توهين ما كند

با او بگو كه از تو جز اين انتظار نيست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات

راهي كه مي روي ره پروردگار نيست

زنده است دين احمد و قرآن و اهل بيت

اكمل از آن طريق سوي كردگار نيست

يا رب رسان امام زمان منجي جهان

فرّخ، زمان او كه در آن، كار عار نيست

پر مي كند ز عدل به امر خدا زمين

بهتر ز عصر دولت او روزگار نيست

آيين دين مداري و تقوا شود رواج

رسم فساد و شرب مدام و قمار نيست

مؤمن عزيز گردد و كافر شود ذليل

مرد خدا به دوره او خوار و زار نيست

|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه دوم خرداد 1390  |
 سال نو

به نام «مقلب قلوب»

با عرض سلام و تبريك به مناسبت سال جديد شمسي و با آرزوي سالي سرشار از موفقيت براي همه شما دوستان

پس از مدتي دوري از تكنولوژي قرن بيستم آن هم به علت سفر نوروزي، باز هم چشممان به جمال رايانه و متعلقاتش روشن شد و باز هم هوس درددل گمراهمان كرد و در نهايت دست به كيبورد شديم.

در سفر هر جا فرصتي دست مي داد، گريزي هر چند ناقص به سريال هاي نوروزي امسال هم مي زديم. از بين سريال ها الحق و الانصاف سريال پايتخت هم از ديگر مجموعه ها بهتر بود و هم از سريال هاي مناسبتي كه در چند سال گذشته ديده بوديم، يك سر و گردن بالاتر. جدا از فيلمنامه نسبتا قوي اين سريال كه نقطه اوج آن را مي توان سكانس عرض ادب بابا پنجعلي به محضر حضرت امام رضا (ع) در پايان داستان، دانست، نكته اي كه بيش از همه به دلم چسبيد، احترام تمام و كمال نقي به پدرش بدور لحظه اي دلخوري و در كمال رضايت بود. البته احترام همسر نقي هم به پدرشوهرش مثال زدني بود. هنر كارگردان در اين سريال اين بود كه با كمترين شعارزدگي ارزشهاي فراموش شده جامعه ايراني را خصوصا از نوع شهري اش به يادمان آورد.


خوب، از اين مسئله بگذريم. امسال حدود 5000 كيلومتر با خانواده ام مسافرت كرديم. هم به غرب كشور و هم به جنوب آن. نكته قابل تحسيني كه ديدم، امكانات نسبتا خوب گردشگري (اعم از راهنمايي مسافران، امكانات بهداشتي و ...) در ايام نوروز آن هم با كمترين تفاوت بين شهرهاي نزديك و دور از پايتخت بود. البته اين كار به مدد همكاري نزديك نيروي انتظامي، هلال احمر و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ميسر شده بود. اميد كه اين همدلي ها روز به روز بيشتر شود.

البته نكته قابل توجه در اين سفر چندهزار كيلومتري همدلي وصف ناشدني مردم ايران در همه جاده هاي كشور بود كه هر جا پليس حضور داشت رانندگان به خوبي با چراغ همه منظوره جلوي ماشين به همديگر خبر مي دادند تا سرعتشان را حداقل هنگام ردشدن از كنار آن ها كمتر كنند!!!!!!!!!!!

به اميد روز هايي بهتر از اين!

|+| نوشته شده توسط میثم در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390  |
 رسانه / سياست

به نام صاحب رسانه­ ها

آيا فكر مي­ كرديد روزي بزرگترين و مهمترين سلاح كشورهاي غربي براي پيشبرد اهدافشان ؛ يعني «رسانه» ، بلاي جان خودشان شود؟!

اين سلاح بحق قدرتمند، در كمتر از 2 ماه آتش زير خاكستر كشورهاي خاورميانه را چنان شعله­ ور كرد كه نمي­ توان آن را حتي با كارگذاشتن مواد منفجره و تخليه يكباره اكسيژن موجود در اطراف آن، خاموش كرد.

حالا ديگر مي­ توان «تلفن همراه» را رسما جزو ابزارهاي رسانه­ اي نوين دانست. چون بيشتر تصاوير ناب پخش­ شده از رسانه­ هاي دنيا، توسط اين رسانه همگاني ضبط شده­ و كماكان مي­ شوند.

حالا ديگر رسانه­ ها از اخبار عقب مانده ­اند!

|+| نوشته شده توسط میثم در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389  |
 سینما / سیاست

با سلام و عرض تبریک چندچندان به مناسبت میلاد قطب عالم امکان و سرور کون و مکان، پیامبر اعظم (ص)

جشنواره فیلم فجر امسال هم با همه قوت ها و ضعف هایش گذشت و رفتیم تا سال آینده. افزایش کمی تعداد فیلم های تولیدشده و خصوصا فیلم هایی که به جشنواره رسیدند، نکته ای بود که اصحاب هنر و فرهنگ را بسی مشعوف کرد و نیز افزایش کیفی بیشتر فیلم ها که البته برخی آن را نتیجه اعتماد مدیران این عرصه به سینماگران می دانستند.

در این مقال من نمی خواهم به نقاط ضعف سینمای ایران در سال جاری بپردازم، بلکه سعی می کنم تحلیلی هر چند ناقص در خصوص دلایل قوت گرفتن سینمای ایران طی چند سال گذشته خصوصا امسال، بنگارم. به نظرم وضعیت فعلی حاصل چند اقدام است:

1- سپردن سکان کشتی سینمای ایران به دست خود سینماگران و فردی از میان خود آنان. معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (جناب شمقدری)، برخاسته از سینمای انقلاب است و در واقع خودش جزو سینماگران نسل دوم ایران به حساب می آید و بیشتر از اینکه در عرصه سیاست بزرگ شده باشد، در عرصه فرهنگ و هنر بزرگ شده است. وقتی چنین فردی سکان دار سینما می شود، حرف سینماگران را خوب می فهمد و به راحتی با آنان به درک متقابل می رسد. از طرفی چون چنین فردی برخاسته از انقلاب است، به خوبی (به مفهوم نسبی آن) می تواند بین آرمان های انقلاب و هنر سینما جمع کند.

2- به کار بستن سیاست جذبی در مورد سینماگرانی که تا قبل از این همه جا با عنوان (فیلمفارسی ساز) از آنها یاد می شد و همواره مغضوب بودند و هیچگاه جایزه ای از مهمترین اتفاق سینمایی ایران نصیب آنها نمی شد. (مسعود کیمیایی، اصغر فرهادی، مهناز افشار و ...) در اینجا خوب است از اقدام پسندیده مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی یعنی استقبال از جناب اصغر فرهادی در بازگشت از جشنواره برلین یاد کنم.

3- فاصله گرفتن عرصه هنر از عرصه سیاست (البته سیاست به معنای سیاست بازی) را می توان از دیگر اقداماتی دانست که باعث رشد کیفی سینمای ایران شده است. تا قبل از این مدیران عرصه هنر سیاستمدارانی بودند که تمام تلاششان این بود تا فیلمسازان از خط قرمزهای سیاسی موجود در کشور عبور نکنند، ولی در حال حاضر چنین تفکری کمتر بر سینمای ایران حاکم است.

اقداماتی که در بالا اشاره شد، قطعا برخی از کارهای انجام گرفته در این عرصه است. حال اینکه این اقدامات آیا درست بوده یا نه، قضاوتش با شما! امیدواریم نتیجه اعتماد به سینماگران، سینمایی باشد هر چه نزدیکتر به آرمانهای انقلاب اسلامی و در راستای رسیدن به آرمان سینمای اسلامی!

 

|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه دوم اسفند 1389  |
 

مبارك، پسر و همسرش را عامل بدبختي خود دانست

كويت - مبارك در آخرين لحظات كناره گيري از قدرت با خانواده خود به بحث و جدل پرداخت و پيش از ترك كاخ رياست جمهوري به مقصدي نامعلوم، خطاب به جمال پسر ارشدش گفت: تو و مادرت مرا به اين روز انداختيد

منابع آگاه در گفت وگو با روزنامه القبس كه در شماره روز يكشنبه چاپ شد از زواياي پنهان وقايع آخرين روز حضور حسني مبارك در قدرت (روز جمعه) و پيش از تصميم نهايي براي كناره گيري پرده برداشتند.
اين منابع تاكيد كردند كه آن روز بحث و جدل شديدي ميان مبارك و اعضاي خانواده اش يعني 'سوازن' همسر و 'جمال' پسر ارشد وي درگرفت و مبارك آن دو را مسئول وضعيت وخيم خود دانست.

القبس افزود كه در اين بين مبارك خطاب به جمال پسر ارشد خود گفت: تو و مادرت مرا گرفتار كرديد و به اين روز انداختيد و سابقه و پيشنيه مرا در مصر نابود كرديد.


باور كنيد هيج منظور سياسي از انعكاس اين مطلب نداشتم. تنها تلنگري بود به خودم تا فراموش نكنم اين مهم رو هيچوقت!

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389  |
 

«آقاي هنري كيسينجر 84 سالش است و ارشدترين استراتژيست غرب است و من الآن 39 سالم است. نيويورك تايمز هر وقت راجع به من مطلب مي زند، داخل پرانتز مي نويسد: The Kissinger Of IRAN . من هنوز نصف سن آقاي كيسينجر را هم ندارم. چقدر من بايد در دانشگاه ها در اين باره توضيح بدهم. يكي كسي بلند نشد بگويد: فلان نظر شما را نقد كرده اند. ... كدام نظرات من را نقد كرده اند؟ وقتي مي نويسد اين آدم با اين عنوان: The Big Brain Strategic ؛ ارشدترين مغز استراتژيك جمهوري اسلامي، نكنه بابت اين هم كه يك بيگانه اين حرفها را مي زند، بايد بروم دادگاه؟ شما كه باشيد اينها را در بوق و كرنا مي كنيد!»

فكر بد نكنيد. اين حرفا رو من نگفتم. اين حرفا را كسي گفته كه دو شب پيش به طور پياپي مهمان برنامه راز شبكه چهار تلويزيون بود. من واقعا نمي تونم در مورد ايشون قضاوت كنم. مي ترسم مرتكب خطايي بشم كه نتونم جبرانش كنم. فقط محض اطلاع شما دوستان عزيز و كمك به قضاوت درست در خصوص ايشون و تحليلاشون، تكه ديگري از صحبتها و همچنين منبع اون را براتون نقل مي كنم.

«آقاي دكتر لاريجاني در نطق هاي رياست جمهوري اش گفت: من در دوران رياستم در صدا و سيما، يك كاري كه كردم چهارهزار عضو هيات علمي را درگير تلويزيون كردم. من تا زماني كه ممنوع التصوير شدم، به مدت سه سال كارشناس اول تلويزيون بودم و جايزه كارشناس ويژه تلويزيون را از آقاي لاريجاني گرفتم. اگر يك كسي مي آيد فقط از سياست يا فقط از ادبيات يا فقط از اقتصاد يا فقط كلام مي گويد، من فقط مانده بود فردوسي پور يك شب نيايد، جايش بروم فوتبال بگويم. او خانمه هم نيايد آشپزي بگويد ... . اگر اصرار داريد كه عباسي دكتر نيست، يك دكترينر در اين كشور پيدا كنيد كه دكترايش را خارج درس بدهند. فعلا در آدمهاي زنده فقط عباسي است كه دكترينش را در خارج درس مي دهند.» (روزنامه 19 دي، استان قم، 89/8/27)

|+| نوشته شده توسط میثم در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389  |
 

سلام

براي اينكه متهم نشم به اينكه شيداي و واله ميرباقري هستم (البته بخاطر سريال مختارنامه اش) تصميم گرفته بودم چند تا از «سوتي» هايي رو كه در چند قسمت گذشته سريال ديده بودم، با شما هم در ميون بگذارم. ولي ديشب بعد از تماشاي اين قسمت از سريال كه «وهب نصراني» رو در روز عاشورا به تصوير كشيده بود، پشيمون شدم و ترجيح دادم اتهام احتمالي رو متحمل بشم!

ميرباقري با استادي تمام نشون داد كه پيام قيام امام حسين (ع) فقط خطاب به شيعيان و حتي مسلمانان نيست، بلكه خطاب به «انسان» است. حالا مي فهميم چرا بزرگترين كليساي اصفهان، روز عاشورا رو تعطيل مي كنه و روي سردرش هم پلاكاردي ميزنه و دليل تعطيلي رو رسما «روز عاشورا» اعلام مي كنه! حالا مي فهميم چرا توي زمين خالي كنار همين كليسا مسلمونا هيأت بزرگي برپا مي كنن و آب مورد نياز هيأت رو همين كليسا تأمين مي كنه!

خدا به هممون توفيق بده تا روز قيامت در مقابل وهب نصراني روسياه نباشيم!

|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه دوم بهمن 1389  |
 
 
بالا